هلیاهلیا، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 10 روز سن داره

خورشید من

زندگی یعنی همین ..

زندگی یعنی همین دقایقی که میگذره و دیگه بر نمی گرده زندگی یعنی همین آلبالو پلوی سحری زندگی یعنی همین مودم وایمکس ایرانسل که کلی منو خوشحال کرد زندگی یعنی همین نق نق های دم افطار هلیا زندگی یعنی همین خیالبافی های جدید هلیا زندگی یعنی همین آدمهایی که دوستشون داری و دارند به زندگیشون می رسند حتی اگه نبینیشون .. زندگی یعنی همین اذان صبح ... 
21 تير 1392

شغل پدر

ورودی شهر اصفهانیم . هلیا اشاره می کنه و میگه اداره باباستا . چندی بعد تکرار ... رد دست هلیا رو که میگیرم بانک ملت می بینم ...
30 خرداد 1392

دندون پزشکی

تو سالن انتظار دندون پزشکی نشستیم یه پوستر بزرگ از بچه ها پشت سر منشی هست هلیا میگه مامان نی نی ها چکار می کنند ؟ میگم دندون هاشون رو نشون دادند تا عکس بگیرند . اشاره به منشی می کنه و میگه مامان نی نی ها هستا . ... البته اینجا با هلیا رفته بودیم واسه دندون پزشک خوبم گل بگیریم ... ...
22 خرداد 1392

پدر آسماني

روز پدر ديگري  از راه رسيد و حسرت ديرينه ما براي روز پدر زنده شد . پدرم بوست و گوشت و خونم اي كاش بودي و همه لحظاتمان را سرشار از امنيت و شادماني مي كردي پدر اسماني اي گوهر وجودم هميشه بودنت را با چشمان بسته لمس كردم روحت شاد .هميشه در يادم خواهي بود گرچه تصويري از چهره ات خاطرت بوييت ندارم . بودنت روياي شيرين ماست ... دلم مزارت را خواست
22 خرداد 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به خورشید من می باشد