هلیاهلیا، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 10 روز سن داره

خورشید من

زنگ بازی

این سنگهای هلیا همه جا هست زیر مبل توی کابینت توی کشوها . راه حلش دو استکان می باشد اولا نظم خانه برقرار میشود . دوما با پر و خالی کردن هماهنگی چشم و دست به وجود می آید سوما حس شنیداری را آماده یادگیری موسیقی می کند .  ... این هم پر و خالی کردن ... ...
14 بهمن 1391

آموزش دیداری رنگ سبز

این گل چهره این عزیز مادر می خواهد دنیا را ببیند بشناسد ما هم کمکش می کنیم همه رنگهای سبز همه چیزهای سبز را نشانش می دهیم فقط نشانش می دهیم اما نمی پرسیم این چه رنگیه ؟ امتحان و سوال گرفتن در آموزش ما جایی ندارد ! این هم نتیجه اش ... و بعد در بین وسایلش حیوان سبز را بر می دارد نازنینم امیدوارم بختت بهار عمرت و زتدگیت  همیشه سبز باشد ... ...
14 بهمن 1391

یادگیری شمارش اعداد

١ و ٢ و ٣ زنگ مدرسه ٤ و ٥ و ٦ هلیا عزیزه ٧ و ٨ و ٩ هلیا ملوسه هلیا قشنگه هلیا نانازه مامان دوستت می داره ١ و ٢ و ٣ فردا تعطیله ٤ و ٥ و ٦ می ریم به بازی ای دختر نانازی ... ( دختر نازم با بابا رفتی پارک . منم دارم غذای مورد علاقه بابا رو درست می کنم خیلی دلم برات تنگ شده دستمالکت رو بو می کنم و بیشتر دلتنگت می شم خوب بعضی موقعا هم لازمه با بابا تنها باشی دوستت دارم عزیزترینم  )
13 بهمن 1391

ویژگی های شخصیتی مادران متولد آبان

قرار است درباره یک مادر متولد آبان بحث کنیم. هم او که به معنای واقعی کلمه مادر است. موضوع نباید برایتان خیلی هم پیچیده شود به خصوص اگر یکی از متولدین ماه عقرب در اطراف شما بچه دار شده باشد. آن وقت است که دیگر احتیاجی به توضیح نیست چون شما همه چیز را به وضوح هر چه تمام‌تر خواهید دید و البته لمس خواهید کرد. آن‌ها کاملا آماده‌اند تا خودشان را فدای فرزندان‌شان کنند. شاید باورتان نشود اما یک مادر متولد آبان وقتی آب نبات فرزندش از دست‌های کوچک او به زمین می‌افتد واکنشی کاملا متفاوت از بقیه خواهد داشت. این مادر محترم برخلاف بقیه مادر‌ها سرکوچولویش را برای فراموش کردن آب نبات گرم نمی‌کند دور نمی‌اندازد چ...
7 بهمن 1391

خوب شو ...

هلیای من ! عزیزم زود زود خوب شو . مامان عادت نداره ساکت و بی حال روی مبل بخوابی . مامانی رنج می بره از اینکه غذا نخوری . هلیای من خوب شو . ناراحتم دل و دماغ هیچی رو ندارم . فقط به خوب شدنت فکر می کنم تا حالا سابقه اسهال نداشتی سابقه تب شبانه نداشتی . مادرکم به خاطر خدا خوب شو .نگرانتم شبا تب می کنی روزا غذا نمی خوری . دست و پامو گم کردم .  فدای قد و بالات . قربون موهای قشنگت . هلیااااااااااااا عاشقتم مادرررررر بی تو دنیا رو نمی خوام
28 دی 1391

خدایا...

خدایا؛ چقدر خوبه که تو بهترین شاهدی چقدر خوبه که تو بهترین قضاوت کننده‏ای چقدر خوبه که تو همیشه و همه جا هستی چقدر خوبه که هر وقت می‏خوام حرف بزنم، باز هم برام وقت داری باز هم برات حرف دارم؛ برای خودِ خودِ خودت راستی؛ چقدر خوب هستند این سه نقطه‏ها. آن زمانی که حرفت را در میانشان مخفی ‏می‏کنی! خدایا؛ پس لطفاً این بار هم به حرفهام گوش کن: ... پی نوشت: امروز به یکی از سخت‏ترین کارهای دنیا پی بردم! همون حسی رو میگم که وقتی ناراحتی، قرار هست در میان خانواده بازی کنی. (درست مثل این تصویر) ...
11 دی 1391

لباس پوشیدن

آماده بیرون رفتن هستیم صدای دد گفتن هلیا نمی آید چهار کشوهایش باز است و لباس هایش پخش زمین ! بله لباس پوشیده و جلوی آینه هنر خود را نظاره می کند . بهترینی بهترین ...... ...
4 دی 1391

جشن یلدا در خانه بازی

دنیای کودکانه زیباترین و پاکترین دنیایی که در آن احساس آرامش می کنم ... هلیا را به خانه بازی به خاطر جشن یلدا برده ام پیر زنی بین بچه ها نشسته بافتنی می بافد  قصه می گوید . بین بچه ها امیرعلی نوه خاله ام را می بینم . مدام دست به عینک پیر زن می زند کلافه اش کرده . هلیا مات و مبهوت از بچه های بزرگتر از خودش ! با امیرعلی کنار نمی آید یاد خودم و مادر امیرعلی می افتم . دوران خوش بچگیمان .. ... کشف هلیا از لانه مورچه ها در بازگشت به خانه ...   ...
28 آذر 1391

آب آب آباسی...

یاد روزهایی که تا لنگ ظهر می خوابیدم بخیر اما آن روزها فرشته ای نداشتم که سر ساعت هشت ونیم صبح با خواندن شعر آب آب آباسی آدا عنو ادازی و نوازش دستای قشنگش بیدارم کنه ...
28 آذر 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به خورشید من می باشد