هلیاهلیا، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 7 روز سن داره

خورشید من

پرنسس از زبان نقاشی هلیا

بیمار است و بدقلق .. با اخمهای درهم ... صدایی کوبنده ... می خواهد کنارسه پایه اش بنشینم کلی دایره میکشد .. با صدای دزهم پرنسس را زمزمه می کند شابلون را برمیدارد تاج طلایی می کشد پاهای پرنسس را دو تا می کشد چشمهایش را دو تا دستانش را خطهایی می کشد با چوب جادویی ستاره ایی .. ستاره اش را با شابلون می کشد و از من می خواهد شابلون را محکم بگیرم با چشمانی بیش از اندازه گرد شده با تمام سعی ستاره را رنگ می کند و خورشیدی که همیشه حضور دارد چه در نقاشی چه در آسمان چه در قلب من ! ...
10 آذر 1393

از دید من ..

هفته پیش  تست شطرنج در مهد کودک بدون اطلاع قبلی گرفته شد . بین چهل کودک تنها چهار کودک  مجاز  به شرکت در کلاس شطرنج شدند . دلیلش را باهوشی نمی دانم دلیلش را ثروتمندی و فقیری نمیدانم .. پررنگ ترین دلیلش میزان صحبت والدین با کودکانشان می باشد . صحبت در زمینه تجاربشان دیدشان و گذران کودکیشان .. پانوشت - همسرم از وقتیکه برای هلیا در باب تعریف از بازیهای کودکیت (من الجمله شطرنج ) گذاشتی سپاس گزارم
1 آذر 1393

آخرین پنجشنبه آبانماه 93

تراس خانه امان را حیاط می دانی .. معمولا قبل از ظهر دقایقی را آنجا می مانیم تا آفتاب بگیری و ویتامین D جذب کنی . امروز با سایه های دستت بازی اختراع کردی ... گفتی و گفتی ... در کنارت همانند آفتاب گستره روحم را در بازیهات پهن کردم شما از خورشید آسمان انرزی می گرفتی و من از خورشید قلبم روحم و دنیایم .. مهمان چند روزه ام ! دلم برای این روزهایت تنگ خواهد شد   ...
1 آذر 1393

فرشته مهربانم

فرشته کوچکم اعتراف می کنم کسی را این چنین خالص دوست نداشته ام . موهایم را به سان فرشته ای ناز شانه می کنی . مهربانتر از مادرت ! آرام آرام موهایم را شانه می زنی و مرا با نوازش انگشتانت  پرواز میدهی به بهشت.. تمام زندگیم در وجودت خلاصه میشود با تو نفس می کشم می خندم و شیطنت های دنیا را تجربه می کنم .  بوسه از ته دلت بر من تازه تر از نسیم بهاریست .. دوستت دارم دخترم ...
22 آبان 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به خورشید من می باشد