هلیاهلیا، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 9 روز سن داره

خورشید من

ما و خواهرزاده ها

قبل شروع این پست میخام جمله ای از خواهرم بنویسم که گفت دم مهد هلیا رو باید طلا گرفت که اینقدر بهتر و اجتماعی تر کرده هلیا رو .. هدفم از مهد بردن هلیا فقط اجتماعی تر شدن هلیا بود که به یاری خدا خیلی اثر بخش بود حداقل برا امثال ما که روابط محدودی داریم و به دور ا خانواه ایم از واجبات می بود بره ای که کمتر از یک ساعت از تولدش می گذشت .. من و خواهر زاده هایم .. (جای طاها واقعا در این عکس خالیه)   ...
14 دی 1393

هلیا و پسر دایی

سربازان خونه پدر بزرگ .. دیدار تازه با پسر دایی به جون خودم از این عکس خیلی خوشم میاد  .... شب یلدا ....   خلاصش اینکه روزی صدبار از این دو می شنیدیم که با من دوست هستی ؟ باهات دوست نیستم .. به قول هلیا من چقدر خوشبختم که این همه اقوام دارم   ...
14 دی 1393

اطلاعیه

دوستان و هم گروهی های عزیز گوشی موبایلم آسیب دیده و دسترسی به شماره ها ندارم تا اطلاع ثانوی خوشبختانه یا بدبختانه به دنیای واتس و وایبر و لاین دسترسی ندارم
10 دی 1393

دلنوشته

دلم را از برایت همچو این دریا بزرگ و بی انتها ساختم برای خنده ها و گریه ها و روزگارانت .. تو را ای نازنین دختر به هر روزت گرفتارم .. به هر رویت به هر مویت سزاوارم به هرچه از تو بر من جاریست خرسندم .. ...
23 آذر 1393

اولین بازدید موزه

موزه جایی که همیشه دلم می خواست هلیا رو ببرم با امضای رضایت نامه مهدکودک براورده شد .. ساعت ده مینی باس می اومد و من طیق اعتمادی که به هلیا میدهم باید چهل و پنج دقیقه ای در ماشین منتظز می ماندم تا دیوار اعتمادش فرو نریزد ... .. او را همراهی کردم در موزه .. آشنایی با قزل آلای رنگین کمانی هلیا خیره به شاخ گوزن و بازگو کردن کتاب فرانکلین و دوست جدیدش گوزن خوشحالم که کنارش بودم و همه چیز را بدقت وارسی کردیم ...
23 آذر 1393

درخت کاج

همیشه قبل از خواب بند و بساط کتاب و نقاشی به راهست این بار خودکاری با مدادی در دستش گرفته و می گوید این پرگار است و دایره وار مچش را می چرخاند می گویم هلیا درخت چه چیزهایی دارد ؟ پاسخ می دهد برگ داره چوب داره ریشه داره . تنه درخت یا بهتر بگویم چوب درخت را قرمز می کشد و برگهایش را دایره وار می کشد و ریشه هایش را سیاه .. تصویری از کتابش را نشان می دهد و متوجه می شوم ذهن زیبایش درخت کاج را مجسم کرده است . .. مادر این جرات کشیدنت را دوست دارد .. ...
13 آذر 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به خورشید من می باشد