یک عصر دنج در کافه کتاب
بعد از کلاس شنای هلیا در پی گوشه ای خلوت گرم و دنج خود را کافه کتاب یافتیم با لیوانی هات چاکلت و دیوان محسور کننده مشیری و دو چشمانی که بر نگاه سرد من به گرمی خورشید می تابد هر زمان ..

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یک عصر دنج در کافه کتاب
