دیالوگ 25
هلیا - میدونی چرا احساس بدی داشتم ؟ من - چرا احساس ببدی داشتی ؟ هلیا - چون این گربه چاق و گنده دوباره اومده بود تو گلوم وایساده بود
دیالوگ 25
گوشه ای ازاتاق هلیا
از زبان مشیری
دلنوشته
نامه نگاری
انمیشین شاهزاده رومی
سعدی نامه